مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
60
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
4 . آيه : . . . إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ؛ « آنها تنها از گمان پيروى مىنمايند و تخمين و حدس واهى مىزنند » . « 4 » خداوند در اين آيه ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از پيروى چنين كسانى نهى كرده است . آيه أذن آيه 61 سوره توبه ، از آيات مورد استناد در بحث حجيّت خبر واحد آيه اذن ، از آياتى است كه براى حجيت خبر واحد به آن تمسك شده است . خداوند در اين آيه مىفرمايد : وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ ؛ از منافقان كسانى هستند كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را اذيت مىكنند و مىگويند : اين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سراپا گوش است ( و به سخن هركسى گوش مىدهد و آن را باور مىكند ) به آنان بگو پيامبر براى شما شنونده خير است و ايمان به خدا دارد و مؤمنان را تصديق مىكند » . « 1 » كيفيت استدلال به اين آيه براى حجيت خبر واحد چنين است كه خداوند تصديق مؤمنان را از فضايل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شمرده و آن را در رديف تصديق خود قرار داده است يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ ، پس معلوم مىشود تصديق مؤمنان نيز به همان شكل ، مورد ستايش خداوند است ، و ستايش تصديق مؤمن ، ملازم با حجيت خبر وى مىباشد ؛ بنابراين ، اگر فرد عادلى براى شما خبرى آورد او را تصديق كنيد ، زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز آن را تصديق مىنمود و خداوند اين عمل او را ستايش نموده است . اشكالات متعددى به اين استدلال شده است كه از مجموع آنها نتيجه گرفته مىشود كه حجيت خبر واحد از اين آيه شريفه استفاده نمىشود . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 346 - 345 ) . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 134 . حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ص 392 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية في توضيح الكفاية ، ج 4 ، ص 491 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم في اصول الفقه ، ج 3 ، ص 255 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، ص 189 . فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 4 ، ص ( 336 - 330 ) . آيه اهل ذكر ر . ك : آيه سؤال آيه ايذاء ر . ك : آيه أذن آيه تصديق ر . ك : آيه أذن آيه تقوا آيه 102 سوره آل عمران ، از آيات مورد استناد در وجوب احتياط آيه تقوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ « 1 * » آيهاى است كه به منظور اثبات احتياط شرعى به آن استناد شده است ؛ به اين بيان كه حكم به ترخيص و انجام فعل در چيزهايى كه احتمال حرمت آنها داده مىشود ( محتمل الحرمة ) از مصاديق مخالفت با « رعايت تقوا » است كه در آيه تقوا به آن امر شده است و شكى نيست كه مخالفت با تقوا حرام است ، پس حكم به اباحه در موارد محتمل الحرمه حرام است و چارهاى جز احتياط در مشتبهات نيست . به بيان ديگر ، اخبارىها مىگويند : يكى از مصاديق تقوا دستكم از مصاديق تقواى كامل كه در آيات قرآن مطرح است اين است كه انسان در رويارويى با شبهات از آنها اجتناب كند . براى مثال ، كسى كه احتمال مىدهد استعمال دخانيات حرام باشد و پس از جستوجو ، دليلى بر حرمت آن پيدا نمىكند ، در صورتى كه خواسته باشد تقوا - و يا تقواى كامل - را رعايت كند ، بايد از آن اجتناب نمايد ، زيرا همچنان احتمال حرمت وجود دارد . اصوليون كه در مقابل اخبارىها در شبهه تحريمى حكمى قائل به برائت و عدم وجوب احتياط هستند به اين استدلال سه جواب دادهاند : 1 . عقل و برخى از آيات و روايات همانند : « الناس في سعة ما لا يعلمون » « 2 » ، « رفع عن امتى ما لا يعلمون » ، « كل شىء لك حلال » « 3 » و « كل شىء مطلق حتى يرد فيه نهى » « 4 * » دلالت مىكنند بر اينكه انجام محتمل الحرمة جايز و مباح است . 2 . امر به تقوا در اينجا ارشادى است ، چنانكه امر « أَطِيعُوا اللَّهَ * » ارشادى است . 3 . اختلاف اصوليون با اخبارىها تنها در يك مورد و آن ، شبهه تحريمى حكمى است ، اما درباره شبهه تحريمى موضوعى و شبهه وجوبى اعم از موضوعى و حكمى هر دو احتياط را لازم نمىدانند ، و اين در حالى است كه آيه « اتَّقُوا اللَّهَ » * عام است و همه شبهات وجوبى و تحريمى ، موضوعى و مصداقى را شامل مىشود ، ولى اخبارىها آن را فقط در يك مورد پذيرفتهاند .
--> ( 4 ) . أنعام ( 6 ) ، آيه 116 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 10 ، ص 187 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 52 و 49 . ( 1 ) . توبة ( 9 ) ، آيه 61 . ( 1 * ) . آل عمران ( 3 ) ، آيه 102 . ( 2 ) . نورى ، حسين بن محمد تقى ، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، ج 18 ، ص 20 . ( 3 ) . خويى ، ابو القاسم ، كتاب المضاربة ، الاول ، ج 7 ، ص 226 . ( 4 * ) . حر عاملى ، محمد بن حسن ، وسائل الشيعة ، ج 4 ، ص 917 . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية في توضيح الكفاية ، ج 5 ، ص 323 . انصارى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية في توضيح الكفاية ، ج 5 ، ص 323 . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 339 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 65 . فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 4 ، ص 482 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 11 ، ص ( 298 - 290 ) .